• حامد قصری
  • روایت هنر یا خلق هنر؟!
  • در نود و هشتمین شماره صفحه هنر و ادبیات، بد نیست در کنار گزارش آسیب‌شناسانه ویژه‌ای که درباره اتمسفر هنر شهر داریم، از اوضاع این هفته گالری‌های شهر هم یاد کنیم. این هفته چند انتخاب مختلف برای گالری‌گردی در اصفهان دارید انتخاب‌هایی که شاید همه‌شان خیلی عالی نباشند اما به هر حال دیدن حاصل ساعت‌ها، ماه‌ها و حتی سال‎‌ها کار یک نقاش، عکاس یا حتی روزنامه‌نگار خالی از لطف نیست.

     

    نقاشی‌هایی از جنسی دیگر

    می‌توانید یک ساعتی از یک بعد از ظهر این هفته‌تان را به دیدن نقاشی‌های مولود مظاهری در گالری متن، اختصاص بدهید. مظاهری درباره نمایشگاهش نوشته: «بیشتر اوقات در کنار یکدیگر هستیم، با هم صحبت می‌کنیم و از با هم بودن لذت می‌بریم، برای یکدیگر جذابیت داریم مایل هستیم که در همه جا با هم باشیم، تجربه‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی یکسانی داشته باشیم، با این حال تهدیدی همیشگی برای این وضعیت و خواسته‌ها وجود دارد، تهدیدی که از خاطره قومی ما برمی‌آید و در اعماق، روبط‌مان با یکدیگر را تقسیم می‌کند. چیزی که به روابط قدرت و تسلط مربوط است. چیزی که یکی از ما را اول می‌سازد و دیگری را جنس دوم».

    «دوران دوران»، «انفجار سکوت» و «روح حورم و «دیروز در امروز» از جمله آثار این فارغ‌التحصیل کارشناسی نقاشی از دانشگاه هنر اصفهان، هستند که با تکنیک ترکیب مواد خلق شده‌اند.

    اگه تیتر یک بشیم، بیشتر گیرشون میاد!

    برای دومین انتخاب‌تان، نمایشگاه عکسی را که، در واقع نمایشگاه عکس نیست، پیشنهاد می‌کنم.

    زن [با غرور] چه خوب شد که رفت.

    مرد [با نگاهی حاکی از تفکر] تنها بلده کله آدم را بخوره.

    زن چقدر سمج بود.

    مرد البته این قشرِ خبرنگار بی ‌جهت سمج نیستن.

    زن حتماً براشون منفعت داره.

    مرد صد در صد بی‌هیچی‌ام که نمی‌شه.

    زن اگه، تیتر «یک» بشیم بیشتر می‌گیرن.

    مرد تیتر «دو» هم، خوب واسشون داره.

    زن چقدر هم که تلفن زد.

    مرد پیامکاش منا کشته.

    زن صبح و شبم که حالیش نبود.

    مرد همشون همینجورن.

    زن تازه این خوبه، تازه کاراشون که پدر آدم را در میارن .

    مرد (روبه زن) یادمه، ده سال پیش با اولین سریالم اومد سراغم.

    زن (رو به مرد) هشت سال پیش تو پمپ بنزین، یه گفتگوی کوتاه ازم گرفت.

    مرد اما اون موقع موهاش سفید نشده بود….

    حامد قصری در ورودی نمایشگاه «گفتمان» در گالری آپادانا، قسمتی از نمایشنامه «وقتی ستاره‌های سینما می‌میرند» را نقل کرده و توضیح داده که در این نمایشگاه قرار است «مجموعه‌ای از عکس، گفت و گو و حس و حال بی شمار» ببینیم.

    «نویسنده»، «روزنامه‌نگار» و «عکاس» سه عنوانی است که در ابتدای بیوگرافی حامد قصری می‌بینیم.

    هر کدام از قاب‌های نمایشگاه، عکس یا تصویری مرتبط با یکی از شخصیت‌های شناخته‌شده دنیای هنر و ادبیات را در خود دارند و در تکه کاغذ کنار تابلو، متنی هست که قصری بر مبنای دیدار، گفت و گو و به عبارتی، شناختی که از چهره داخل قاب داشته، نوشته است.

    مثلاً برای مرتضی نعمت‌الهی، مجسمه‌ساز معروف اصفهان، عکسی از تندیسی که او به یاد استاد علی اکبر بنا ساخته را به همراه متن توضیحات قصری درباره این هنرمند، می‌بینیم. علی خدایی، لئون میناسیان، رضانور بختیار، کیهان کلهر، محمود دولت‌آبادی و لیلی افشار همه از جمله چهره‌های فرهنگی و هنری ایران هستند که قاب و متنی در این نمایشگاه دارند. متن‌ها ویراسته نیستند و عکس‌ها گاهی از نظر هنری، جای بحث بسیار دارند اما قصری بر «احساس»ای که مبنای برگزاری این نمایشگاه بوده، تاکید می‌کند و خب برای همین است که نمی‌توانیم بگوییم این یک نمایشگاه عکس است.

    از حامد قصری خبرها، مصاحبه‌ها و عکس‌های زیادی در مطبوعات آنلاین و غیرآنلاین دیده‌ایم. او خود اما درباره گذاری که حالا در حال تجربه‌اش است، صحبت می‌کند؛ «گذار از روایت‌گری به خلق هنر» و تاکید می‌کند که دوست دارد از این به بعد کمتر رونامه‌نگار باشد و بیشتر هنرمند.

    نمایشگاه نقاشی پروین حشمت دهکردی در گالری آرته و نمایشگاه عکس و تصویرسازی در موزه هنرهای معاصر هم دو انتخاب دیگری است که این هفته برای یک گردش چند ساعته در گالری‌های شهر، می‌توانید به‌شان فکر کنید.

        • پست الکترونیک شما منتشر نمی شود
          تمام فیلدهای ستاره دار می بایست پر شوند *
        • *
        • *
        • *