• اکبر میخک
  • نوشین نفیسی
  • رسول کمالی
  • احسان تحویلیان
  • رنگِ انفعال بر هنر اصفهان نشسته است!
  • مریم قدسیه

    برایمان عادی شده است؛ اگر به دیدن آثار هنری می­رویم، سریع کارها را ببینیم و خیلی وقت­ها بی‌هیچ حرف و حدیثی در موردشان محل را ترک کنیم. «خسته نباشید، خوب بود» گاهی تنها جمله­ای است که در این بین رد و بدل می­شود و به نظر می­رسد متاسفانه این روزها همین نمایش آثار و بازدید­های این گونه نیز از رونق افتاده­اند. بسیاری از هنرمندان کمتر کاری ارائه می­کنند. گویی، انفعال در قالب یک ویروس مسری در فضای هنری پخش شده است و حس و حال ارائه اثر از سوی بسیاری از هنرمندان و بحث و دعوا بر سر کارها را از مخاطبان گرفته است. همه چیز ساکت است، خنثی است و با یک زبان بریده هنر در بستر بیماری روزها را می‌گذراند. بحث و گفتگو پیرامون این وضعیت ضروری به نظر می­رسد و آنها که به نوعی هنوز در فضایش نفس می­کشند، بهترین کسانی هستند که می­توانند از آن سخن بگویند به امید این که چاره‌ای و حرکتی از این میان حاصل شود.

    سازمان­های موجود حمایت لازم را از جریان­های هنری نمی­کنند

    اکبر میخک، هنرمند پیشکسوت و رئیس انجمن نقاشان اصفهان در رابطه با اینکه مدت‌هاست برگزاری هیچ فعالیت خاصی را تحت این انجمن شاهد نبوده­ایم، می­گوید: اولین واقعیتی که به نظرم نمی­شود نادیده­اش گرفت این است که اگر کسی در اینجا خود را به عنوان هنرمند معرفی کرد اصلا انگار وجود ندارد. متاسفانه سازمان­ها و مراکز شهر حمایت لازم را از هنر و هنرمند نمی­کنند و حتی در برخی موارد اصلا حمایتی از این جریان نمی­کنند.

    یخک ادامه می­دهد: باورتان نمی­شود که ما با چه سختی اجاره انجمن نقاشان اصفهان را پرداخت می­کنیم و با این شرایط اصلا بودجه­ای برای برگزاری نمایشگاه و اقدامات هنری توسط انجمن باقی نمی­ماند. حتی بودجه‌های مصوب دولتی نیز به مراکز و انجمن­ها تعلق نمی­گیرد.

    او اضافه می­کند: چند ماهی است به دنبال اخذ یک بودجه 45 میلیون تومانی که از سوی دولت برای انجمن نقاشان تصویب شده، هستیم ولی هنوز یک ریال از این مبلغ را به ما تحویل نداده­اند. شاید هم این بودجه جایی خرج شده است و ما بی­خبر هستیم هر چند وظیفه اداره ارشاد برگزاری همایش، نمایشگاه و غیره نیست؛ طرح و اجرای برنامه­های هنری باید از سوی هنرمندان باشد و کارمندان یک اداره نمی­توانند برنامه­های هنری برگزار کنند. این عدم حمایت کافی از سوی ارگان­هایی مثل اداره ارشاد و شهرداری باعث شده اصلا فضای هنری در شهر وجود نداشته باشد. گذشته از اینکه گاهی این مراکز تصمیم بر دخل و تصرف در هنر هم دارند. مدتی پیش از اداره ارشاد با من تماس گرفتند و درخواست ارائه چند نمونه اثر هنری برای بازدید وزیر با موضوع اخلاقی اجتماعی داشتند زمانی­که منظورشان را از ارائه این موضوع جویا شدم با این مثال پاسخ گرفتم؛ شما می­توانید یک تصویر نقاشی از خیابان با آدمی ارائه کنید که دست یک پیرمرد را گرفته و به آن سوی خیابان هدایتش می­کند! در حالیکه اصلا نمی­شود برای هنر موضوع تعیین کرد و همین نگاه­هاست که باعث منزوی شدن بسیاری از هنرمندان در فضای هنری شهر شده است.

    میخک که معتقد است، در این فضای هنری تولید چندانی وجود ندارد و بیشتر درخواست­ها برای ارائه از سوی هنرجویان و جوانترهاست، می­گوید: این مسئله دلزدگی بخش زیادی از مخاطبان و دوری­شان از جریان هنری را نیز سبب شده است.

    نقد و ارتباط هنری با ایران و جهان در فضای هنری اصفهان وجود ندارد

    نوشین نفیسی یکی دیگر از هنرمندان فعال در زمینه نقاشی و همین طور هنر جدید اصلی­ترین مشکل چنین فضایی را عدم وجود نقد و ارتباط هنری هنرمندان اصفهان با ایران و جهان می­داند و تاکید می­کند چنین ارتباطی است که به کارها بازخورد حرفه­ای می­دهد.

    نفیسی ادامه می­دهد: متاسفانه اصفهان نشریه حرفه ای جداگانه هنری ندارد و نشریات تخصصی تهران نیز به کار هنرمندان شهرستانی با وجود ارزش­های خاص آن نگاه کافی و درستی ندارند.

    این هنرمند اضافه می­کند: یک هنرمند تا حدی به ارائه کار در نمایشگاه رغبت دارد که با شنیدن نظریات و نقدهای تازه بتواند از آن برای ایده‌های جدید و پیشبرد کارش بهره گیرد. من شخصا انگیزه چندانی به برگزاری نمایشگاه­های جدید ندارم زیرا در طول برگزاری نمایشگاه های قبلی از نظرات موجود بهره گرفته­ام و متاسفانه فکر نمی­کنم به موارد تازه­­ای برسم.

    او می­گوید: به هر حال این یک امر طبیعی است که هنرمندان حرفه‌ای و جدی ترجیح بدهند در فضایی به ارائه اثر بپردازند که توجه و نگاه جدی‌تری نیز نسبت به اثرشان دریافت کنند. به نظرم نمایشگاه تنها یک بعد از کار هنرمند است، منظورم این نیست که اینجا مخاطب و بازخورد وجود ندارد ولی زمانی کار حرفه­ای می­شود که هنرمند با جریان حرفه­ای ایران و جهان تماس داشته باشد. متاسفانه گالری­ها ارتباط محدودی با ایران و تهران دارند. گذشته از اینکه هنرمندان هم در قالب تشکل­هایی برای این موضوع اقدام و چاره‌جویی نمی­کنند.

    بسیاری از گالری­های شهر «اتاق­های یک هفته اجاره­ای هستند»

    رسول کمالی طراح گرافیک، مدرس و عضو هیأت علمی موسسه ی آموزش عالی سپهر اصفهان، در این مورد معتقد است: به هرحال یک گالری برای بقای خود نیازمند درآمدزایی است و برای حصول به آن با چند جریان روبه رو است. اول شناخت و ارتباط با مجموعه‌دارها یا مشتریان بالقوه و دوم شناسایی هنرمند و مشی و سبک هنری وی، همچنین جریان سازی برای ترغیب هنرمند برای تولید و ارائه­ی اثر و راهنمایی مشتری برای خرید آن. یعنی در بازار هنری، گالری‌های خصوصی حرفه‌ای فقط در پی به نمایش گذاشتن آثار نیستند. اما در شرایط فعلی جامعه، نه تنها امکان سرمایه‌گذاری و خرید آثار هنری به راحتی برای مخاطبین هنری فراهم نمی‌شود، فرصت بازدید از نمایشگاه‌ها نیز به سختی به دست می‌آید. به طور خلاصه هنر و فرهنگ در شرایط بد اقتصادی اولین چیزی است که کنار گذاشته می‌شود و آخرین چیزی هم هست که مردم در شرایط ثبات به سراغش می‌روند.

    او در پاسخ به این نظر که هنر در همین شرایط حداقل می‌تواند پناه مردم باشد، می­گوید: بله این درست است. شاید این حس یا به تعریفیف نیاز با بازدید از نمایشگاه‌ها برطرف شود و حتی در بدترین حالت خود با رعایت نکردن حقوق معنوی آثار به برداشت نسخه‌ی غیراورجینال از آن مثل تصویری عکاسی شده از اثر در نمایشگاه، یا حتی کپی یک موسیقی و … بسنده شود.

    کمالی اضافه می­کند: متاسفانه بازدید از گالری­ها و لذت از آثار هنری نیز برای عموم مردم امری مرسوم نیست. خانواده برای رفتن به یک کنسرت موسیقی یا دیدن یک فیلم سینمایی هزینه مادی و زمانی می‌کند اما بازدید از نگارخانه‌ها برایشان جایگاهی ندارد و گویی اتلاف وقت است. در واقع خود هنرمندان بیشترین مراجعان گالری‌ها و بازدید کننده آثار همدیگر هستند؛ این وضعیت از سویی باعث تداوم و رقابت جریان‌های هنری شده و از سوی دیگر هر چه دورتر شدن و فاصله گرفتن مخاطب عام از جریانات هنری و هنرمند را به وجود آورده است. مخاطب هر روز از گالری‌ها فاصله بیشتری می­گیرد و حس می­کند نمی‌تواند از آثار لذت ببرد و محتوا یا هدف آن را درک کند و گالری‌ها برایش مکان‌های عجیب‌تر و حتی ضد فرهنگ/ ارزش می­شوند.

    این هنرمند ادامه می‌دهد: «از طرفی دیگر هنرمند هم در گذر تجربیات حرفه‌ای خود، میل ملاقات با مخاطبین حرفه‌ای‌تر را خواهد داشت و طبیعتا فضایی مثل تهران را، که مخاطب هنر دوست و حرفه‌ای بیشتری را در خود جای داده است، ترجیح می‌دهد. گذشته از اینکه حداقل می‌تواند با حضور مجموعه‌داران بیشتر، به فروش آثارش در پایتخت امیدوار‌تر باشد. ناگفته نماند این اصلا بد نیست که یک هنرمند شهرستانی در تهران نمایشگاه برگزار کند. هنرمندان شهرستانی، سفیران هنر یک خطه هستند. اما نکته منفی‌اش کوچ گریز ناپذیر بسیاری از هنرمندان خوب ما از این شهر است.

    کمالی در رابطه با سیاست و نحوه عمل گالری­ها در شرایط موجود می­گوید: به هر حال گالری‌های موجود اگر بخواهند نگاه تخصصی خود را حفظ کنند، مجبورند هر اثری را به گالری خود راه ندهند و به جز کارشناسی کیفی اثر به هماهنگی رویکرد هنرمند با رویکرد گالری خود توجهی جدی داشته باشند. چنین نگاه حرفه‌ای است که باعث می‌شود این گالری با فاصله زمانی به برپایی یک نمایشگاه بپردازد. بر فرض مثال گالری متن اصفهان که رویکردی تخصصی به هنر معاصر دارد برای اینکه نگاه حرفه­ای و تخصصی خود را از دست ندهد، ناچارا با فواصل زمانی بیشتری نمایشگاه برگزار می کند.

    در این میان بسیاری از گالری‌ها نیز در کنار نمایشگاه‌های حرفه‌ای و خلاق خود به اجبار، با دریافت هزینه‌هایی از درخواست کننده برای برپایی نمایشگاه، آثار متوسط یا ضعیفی را به نمایش می‌گذارند تا بتوانند اجاره و دیگر هزینه‌های گالری را جبران کنند و به نوعی بقای خود را تضمین نمایند. در این نوع گالری­ها ارائه رویکرد تخصصی و تیپیک هنری یکدست و غیرمتضاد کمتر به چشم می‌خورد و معمولا هر نوع اثر حرفه‌ای را در آنها می­بینیم. گالری هایی که به تعبیر من شاید بتوان عنوان “اتاق‌های یک هفته اجاره‌ای” را به آنها الحاق کرد.

    او ادامه می­دهد: نا گفته نماند، مسئولین و مدیران فرهنگی-هنری شهر اصفهان نیز، عزیزانی که خود را حامی­ هنرمندان شهر معرفی می‌کنند، در برخی موارد با نگاهی سلیقه‌ای، ممیزانه، سخت گیرانه و با تمایلی سیستماتیک که تنها برای مدیوم‌ها و موضوعاتی خاص نشان می‌دهند، سیاست­های درستی را در جریانات هنری شهر اعمال نمی‌کنند و در مواردی باعث دست‌اندازی یا تاخیر در برپایی یک نمایشگاه یا اجرای یک موسیقی می‌شوند، که در بسیاری موارد به سرخوردگی جامعه هنری و تصمیم به برپایی نمایشگاه گروهی و انفرادی در پایتخت منجر می­شود.

    عدم نیاز به تحلیل اثر، پر رنگ‌ترین عامل انفعالِ جریان هنری در شهر است

    احسان تحویلیان عکاس و مدیر سایت آرت‌اند کلیلک به عدم نیاز به نقد و تحلیل در جریان هنری شهر به عنوان پر رنگ‌ترین عامل انفعال و فضای راکد هنری در اصفهان اشاره می­کند و می­گوید: این بی نیازی باعث شده نه هنرمند با انگیزه کار ارائه کند و نه منتقدی وجود داشته باشد و جو تا این حد به سمت انفعال کشیده شود. زمانی­که یک هنرمند نظرات و نگاه­های مختلف را نسبت به کارش دریافت نمی­کند، کم کم انگیزه­اش هم از ارائه اثر پایین می­­آید.

    او ادامه می­دهد: باورتان نمی­شود من یک سال پیش وب سایت آرت اند کلیک را به همین منظور راه اندازی کردم تا افراد پس از دیدن کارها آنجا در موردش نظر بدهند و حتی اگر مایل به ذکر نامشان نیستند بدون نام دیدگاهشان ثبت شود اما اصلا خروجی نگرفتم. حتی دریغ از یک دیدگاه که در این سایت توسط کسی نسبت به یک اثر هنری ثبت شده باشد؛ من آن موقع فکر می­کردم چون چنین فضایی در اصفهان وجود ندارد جریانی هم راه­اندازی نمی­شود اما در طول این مدت فهمیدم اصلا چنین چیزی برای کسی اهمیت ندارد و نقد و تحلیل بیشتر به عنوان یک تبر شناخته شده تا جریانی سازنده. متاسفانه در حالی­که منتقد در بسیاری از کشور­ها به عنوان یک ابزار سودمند مطرح است اینجا بیشتر او را به عنوان یک ضد ارزش می­شناسند.

    تحویلیان اضافه می­کند: البته نباید از نظر دور داشت که بعد از تهران، اصفهان به نسبت شهرهای دیگر اوضاع هنری بهتری دارد زیرا تا جایی­که می­دانم برخی از شهرهای بزرگ اصلا جایی با نام گالری ندارند و وضعیتشان از همین اوضاع فاجعه‌آمیز هم بدتر است.

    او پیرامون تاثیر فروش و همین­طور جریان و سیاست­گذاری­های دولتی بر هنر می­گوید: هنر با هیچ چیز حتی خودش هم سازگاری ندارد و بنابراین بحث نظارت و جریان­دهی بازار و دولت بر هنر مبحثی کاملا عبث و بی‌اساس است. چه تجارت و چه سیاست نمی­توانند با ارائه موضوع هنر تولید کنند و چنین جایگاهی داشته باشند. مثلا دولت اصلا وظیفه­ای در این زمینه ندارد حتی اگر موضوعات و چارچوب­های خوبی را مطرح کند؛ وظیفه­اش تنها حمایت از جریان­های هنری است نه چیز دیگر زیرا بحث بر سر هنر است نه یک کالا .

        • پست الکترونیک شما منتشر نمی شود
          تمام فیلدهای ستاره دار می بایست پر شوند *
        • *
        • *
        • *