• احمد منزوی
  • دوست دارم با مجسمه‌هایم نشاط به فضای شهری بیاورم
  • چهارصد پرنده سفید این هفته سه اتاق گالری آپادانا را پر کرده‌اند و صدایشان در فضای گالری پیچیده است. امروز نمایشگاه حجم‌های احمد منزوی به پایان می‌رسد. احمد منزوی که در روزمه‌اش نقاشی و عکاسی هم دارد و البته خودش را «نقاش» می‌داند، کبوترهای سفید را با متریال‌های مختلف ساخته.

    400 پرنده پلاستوفومی با چیدمانی ال شکل، در دو اتاق گالری روی زمین نشسته‌اند و 400 فیگور متفاوت دارند به اضافه یکی که به تنهایی در اتاق سوم، مغرورانه زیر نور فضا، تنها ایستاده است. در حاشیه روز افتتاحیه نمایشگاه با احمد منزوی درباره پرنده‌های سفید و نقاشی و تنهایی صحبت کردیم.

    در رزومه شما نقاشی و عکاسی می‌بینیم و در سال‌های اخیر هم کارهایی در وادی مجسمه‌سازی انجام داده‌اید. این روند چه گونه بوده؟

    من نقاشی می‌کنم و از سال 79 تا به حال حجم هم کار می‌کنم. در بینال چهارم مجسمه سازی کارهایم انتخاب شد و به نمایش گذاشته شد. با آقای نعمت اللهی بیشتر کار می‌کنم. ایشان استاد مجسمه سازی ما بودند. سال 79 می‌خواستند مجسمه استاد علی اکبر بنا را بسازند. من در ساخت آن مجسمه به ایشان کمک کردم و همکاری ما ادامه پیدا کرد و در کنارش خودم هم بیشتر کارهای حجم انجام دادم.

     نقاشی‌هایتان بیشتر حول چه موضوعاتی هستند؟

    در نقاشی‌هایم بیشتر فضای سنتی گذشته اصفهان را ترسیم می‌کنم. فضاهایی که قبلاً وجود داشتند و هر روز دارند از بین می‌روند. خواستگاه نقاشی‌های من رنگ و بوی بازار دارد. محله‌های قدیمی و بازار. گذشته شیرین اصفهان را روایت می‌کنم.

     در حجم‌هایتان بیشتر چه موضوعی دغدغه شما بوده؟ آیا این نگاه گذشته‌نگر در حجم‌هایتان هم هست؟

    نه. فکر نمی‌کنم این نگاه را در حجم‌هایم داشته باشم. بیشتر به دنبال فرم‌های حیوانی و فرم‌هایی که نشاط به فضای شهری می‌دهند، هستم. فرم‌های حیوانی دفرمه شده با رنگ‌های خاص و ناب را دوست دارم چون بانشاط و شورانگیز هستند و حس خوبی به فضای شهری می‌دهند.

     شما در ساختن حجم‌هایتان با متریال‌های مختلف کار کرده‌اید و در نمایشگاه‌های قبلی‌تان مجسمه‌های فلزی و چوبی هم از شما دیده‌ایم. برای ساخت این احجام از چه متریالی استفاده کردید؟

    اینجا از پلاستوفوم استفاده کردم. همه این‌ها بدون قالب و تک تک ساخته شده‌اند. چون پلاستوفوم راحت فرم می‌گیرد و سهل‌الوصول‌تر از متریال‌های دیگر است مخصوصاً برای ساخت این تعداد پرنده، مناسب‌ترین انتخاب بود. روی میز اتاق مدیر گالری هم پرنده‌هایی را که با متریال‌های دیگر مثل پاپیه ماشه (خمیر کاغذ و گچ) ساخته‌ام، می‌بینید. اما پلاستوفوم ماندگار نیست. آسیب پذیر است. گچ و برنز ماندگارترند. با رزین و بتن گلاسه (پودر سنگ با رنگ‌های مختلف) و رزین فایبرگلاس هم که خیلی ماندگار است، مجسمه ساخته‌ام.

     گفتید پلاستوفوم ماندگار نیست. یعنی تا چند وقت دیگر اثری از این مجسمه‌ها نمی‌ماند؟

    نه. تصمیم دارم یک لایه خمیر کاغذ روی حجم‌ها کار کنم تا مستحکم بشوند و عمر بیشتری پیدا کنند. این کار را بعد از نمایشگاه انجام خواهم داد.

     این پرنده‌ها به خاطر متریالی که در ساختشان استفاده شده، فوق‌العاده سبک هستند. آیا در استفاده از متریال هدف مفهومی هم داشته‌اید؟ مثلاً برای این که آزادی و سبک‌باری پرنده‌ها را نشان بدهید؟

    نه. فقط باید متریالی انتخاب می‌کردم که بتوانم به راحت‌تر این 400 پرنده را بسازم.

     چیدمان این حجم‌ها هم چیدمان متفاوتی است. ایده‌تان برای این نحوه چینش چه بود؟monzavi-third-eye-2

    حجم‌های بهانه‌ای هستند برای بیان یک ایده؛ ایده تنهایی آدم‌ها. اگر هزار نفر یک جا باشند، باز هم تنها هستند. آن یک پرنده تنها تاکید من بر این تنهایی است. که یا جبر زمانه است یا انتخاب خود فرد. البته فرم آن حجم تنها، مغرورانه و محکم است.

    برای این که می‌خواستم انتخابی بودن تنهایی را برای آن پرنده نشان بدهم. در نوع چیدمان هم سعی کردم تجمع و تفرق هنری را رعایت کنم و ترکیب‌بندی خوبی ارائه بدهم. برای این که جابه جا نشوند همه را به زمین چسباندم.

     چرا پرنده را برای بیان این ایده انتخاب کرده‌اید؟

    پرنده از زمان کودکی در ذهنم نقش گرفته. منزل پدربزرگم نزدیک محله هارون ولایت بود. پرنده‌هایشان تا خانه پدربزرگ می‌آمدند. اما چند خانه آن طرف‌تر پرنده‌هایی دیدم که هیچ وقت پرواز نمی‌کردند. چند وقت بعد فهمیدم که آن پرنده‌ها مجسمه‌های چوبی‌ای هستند که قرقره دارند و برای پرده‌های جلوی پنج دری و درهای ارسی قرار گرفته‌اند و به عبارتی مجسمه کاربردی هستند. شاید این تصویر ذهنی بود که باعث به وجود آمدن این حجم‌ها شد.

     مراحل اولیه کارتان چه بود؟ فرم‌ها را از قبل طراحی کردید؟

    از دو سه ماه پیش، که قرار شد نمایشگاه اول ماه رمضان گالری بر عهده من باشد، شروع کردم به ساختن مجسمه‌ها. در ذهنم یک فرم پرنده داشتم. این فرم‌ها را از درون متریال پیدا کردم و ارائه دادم. فرم‌ها کاملاً به صورت بداهه ساخته شده‌اند.

     یکی از مخاطبان نمایشگاه معتقد بود در کارها یک جور برخورد مدرن هنرمند با فیگورها را می‌بینیم ولی وقتی کل نمایشگاه و چیدمان را در نظر بگیریم برخورد پست مدرن هنرمند را می‌بینیم. خود شما وجود این سرگردانی بین مدرنیسم و پست مدرنیسم را در کارتان، تایید می‌کنید؟

    برای من مهم نیست که کارم در چه درجه بندی از مکاتب قرار می‌گیرد. مهم این است که من کاری کرده‌ام و مخاطب باید قضاوت کند.

     اگر خود شما به عنوان مخاطب وارد این نمایشگاه شوید، چه طور قضاوت می‌کنید؟

    من چون سادگی و صداقت را پشت قضیه می‌بینم، خوشم می‌آید. یک طراحی برای کف سالن داشتم که آن را هم اجرا نکردم چون می‌خواستم خیلی ساده باشد.

    نمایشگاه بعدی‌تان چه طور نمایشگاهی خواهد بود؟

    نمی‌دانم. ولی دلم می‌خواست نمایشگاه خوشنویسی داشته باشم. چون تا به حال چنین نمایشگاهی نداشتم. سال‌ها شاگرد آقای معین بودم. ولی شاید دوستان نزدیکم هم ندانند که گاهی سیاه مشقی می‌نویسم. دلم می‌خواهد خوشنویسی باشد.

    لینک به PDF

        • پست الکترونیک شما منتشر نمی شود
          تمام فیلدهای ستاره دار می بایست پر شوند *
        • *
        • *
        • *